مـشـــــکات
محـــفل نــــور و رحـــمــت - قـــــــرآن و عــــتـرت
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 19 آذر 1394 توسط گـدای کـوی عتـرت | نظـــــر بدهید ()


سلام، غریب تر از هر غریب!

سلام، مزار بی چراغ، تربت بی زائر، بهشت گمشده!

سلام، آتشفشان صبر، چشمان معصوم، بازوان مظلوم، زبان ستمدیده!

سلام، سینه شعله ور، جگر سوخته، پیکر تیرباران شده!

سلام، امام غریب من!


امام حسن مجتبی (علیه السّلام):

معاویه در حقى كه از آنِ من بود با من ستیز كرد

و من براى صلاح امّت و جلوگیرى از ریختن خونشان آن را واگذاردم .

(بحارالأنوار: 44/30)


صلحت حماسه بود نه سازش که این چنین

شـــد ســـربلند پرچــم اســلام راستیــن


امام حسن مجتبی (علیه السّلام):

به جان خویش قسم كه ما پرچم هاى هدایت و نشانه هاى روشن پرهیزگارى هستیم.

(تحف العقول: 233)


حرمت را، نه چراغ و نه رواق و نه در است

قبـــر بی زائــر تو، کعـــبه اهل نظر است




طبقه بندی: محفــــل عتـــرت - ائمـّــه ی اطـــهار (ع)، 
برچسب ها: کریم اهل بیت (علیه السّلام)، 28 صفر، شهادت امام حسن مجتبی (علیه السّلام)،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 9 بهمن 1393 توسط گـدای کـوی عتـرت | نظـــر بدهید ()

السـّـــلام علیـــک یا امام حســـــن عســـــگری (علیــه السـّـلام)

ره بـاز کنید، دلبـــری آمده است

بر شیعه امام دیگری آمده است

در مطلــع هشـتم ربیـــع الـثانی

میلاد امام عســگری آمـده است


امام حسن عسگری (علیه السّلام) می فرمایند:

پـارسـاتـریـن مـردم كسـى است كه در هنگـام شبهه تـوقف كنـد.
عابـدتـریـن مـردم كسـى است كه واجبـات را انجـام دهـد.
زاهـد تـریـن مـردم كسـى است كه حـرام را تـرك نمـاید.
كـوشنـده تـریـن مـردم كسـى است كه گنـاهـان را رهـا سازد.


ابـــن الـــرّضای سـوم ما یا ابالمـــهدی

عیـــدی بده به دست گدا یا ابالمـــهدی


یا حسـن عیـد تو امروزِ وُ دل عیدى مى خواد

عیدیمون باشه همین که آقـامون مهـدى بیاد


اللّهمّ عجـّـل لولیّـک الفــرج




طبقه بندی: محفــــل عتـــرت - ائمـّــه ی اطـــهار (ع)، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 9 دی 1393 توسط گـدای کـوی عتـرت | نظـــر بدهید ()
کــنیه و الــقاب امام حسن عسکری (علیه السلام)

در کتاب ها از امام حسن عسکری علیه السلام بیشتر با کنیه «ابومحمّد» یاد شده و لقب های متعددی برای ایشان ذکر شده است. از القاب آن حضرت «عسکری» به سبب انتساب به محله «عسکر» و «زَکیّ» یعنی پاک و تزکیه شده را می توان نام برد.

پاسخ به یک سؤال مهم

آیا امام عسكری ـ علیه السلام ـ برای تثبیت و روشن كردن امامت فرزندش در سنین كودكی اقدامی انجام داده است؟

آری، آن حضرت، در این راستا دست به اقداماتی زد كه اینك به نمونه هایی از آن ها اشاره می كنیم:

بقیــّه را در ادامه مطلب بخـوانید...



ادامه مطلب
طبقه بندی: محفــــل عتـــرت - ائمـّــه ی اطـــهار (ع)، 
برچسب ها: قبله ی دل حرم سامــرا، امام حسن عسکری(علیه السّلام)،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 3 دی 1393 توسط گـدای کـوی عتـرت | نظـــر بدهید ()


یا علــے بنِ موســے الرّضا

 
این ایّام "بابُ الجوادتان"
 
عجیب شلوغ مـے شود ...!
 
کاش غریبِ مدینه هم
 
براے دلش
 
یک "بابُ القاسم" داشت ...

منبع : haramonline88.blogfa.com



طبقه بندی: محفــــل عتـــرت - ائمـّــه ی اطـــهار (ع)، 
برچسب ها: السّلام علیکم یا اهل بیت النّبوة ...، امام حسن (علیه السّلام)، امام رضا (علیه السّلام)،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 10 آذر 1393 توسط گـدای کـوی عتـرت | نظـــر بدهید ()

یا اَبَا الْحَسَنِ یا مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ اَیُّهَا الْكاظِمُ یَا بْنَ رَسُولِ اللّهِ یا حُجَّةَ اللّهِ عَلى خَلْقِهِ یا سَیِّدَنا وَمَوْلینا اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ اِلَى اللّهِ وَقَدَّمْناكَ بَیْنَ یَدَىْ حاجاتِنا یا وَجیهاً عِنْدَ اللّهِ اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّهِ.

اى ابا الحسن اى موسى بن جعفر،اى كاظم،اى فرزند فرستاده خدا،اى‏ حجّت خدا بر بندگان،اى آقا و مولاى ما،به تو روى آوردیم و تو را واسطه قرار دادیم و به سوى خدا به تو توسّل جستیم‏ و تو را پیش روى حاجاتمان نهادیم،اى آبرومند نزد خدا،براى ما نزد خدا شفاعت كن.



طبقه بندی: محفــــل عتـــرت - ائمـّــه ی اطـــهار (ع)، 
برچسب ها: یا حضرت موسی بن جعفر (علیه السّلام)،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 28 آبان 1393 توسط گـدای کـوی عتـرت | نظــــر بدهید ()

السّلام علیک یا سیـــّـد السّاجدیـــن (علیه السّلام)


امام سجّاد علیه ‏السلام:

من پسر كسى هستم كه فرشتگان آسمان بر او گریستند.

من پسر كسى هستم كه جنّیان در زمین و پرندگان در هوا بر او نوحه ‏سرایى كردند .

(بحار الأنوار: 45/174)


***

آرزوی کوه ها یک سجده ی طولانی اش

آرزوی آسمان یک بوسه بر پیشانی اش

در کلامش ضربت شمشیر حق حیدر است

شام ها ویرانه ی هر خطبه ی توفانی اش


صلّی الله علیک یا علی بن الحسین یا زین العابدین (علیه السّلام)


در قامت عبادت و تقوا چه محشری

در هیبت و اراده، علیّ مصوری

لرزیده پایه های شب از خطبه خوانی ات

گفتند آمده اسد الله دیگری



من به شهر شام، روز شامیان را شام کردم

فتــح ثــارالله را در سلسله اعـلام کـردم

 

***

امام سجّاد علیه ‏السلام:

هشدار كه منفورترین مردم نزد خداوند كسى است كه سیره امامى را برگزیند ولى از كارهاى او پیروى نكند .

(الكافى: 8/234)

***

غروب قافله یادت نمی‌رفت

صدای هلهله یادت نمی‌رفت

گلو و چشم و قلبت ‌سوخت عمری

سه تیر حرمله یادت نمی‌رفت...


یا حســـــین (علیه السّلام)


برگرفته از سایت تبیان




طبقه بندی: محفــــل عتـــرت - ائمـّــه ی اطـــهار (ع)، 
برچسب ها: سیـــّـد السّاجدیـــن (علیه السّلام)، شهادت امام سجّاد (علیه السّلام)،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 28 آبان 1393 توسط گـدای کـوی عتـرت | نظــــر بدهید ()


«السّلام علیک یا ابامحمّد یا علی بن الحسین یا زین العابدین (علیه السّلام)»


ای شـام کربـــلای تو یا زین العابدین

شد خون دل غذای تو یا زین العابدین

تا حشر انقلاب حسیـن است سر بلند

در پای خطبه های تو یا زین العابدین


آقــای من، حـــریم تو از عــرش بـرتـر است

با این که خاکی است، بهشت معطر است


به پا شد شور محشر خطبه می خواند

به خود لرزید منبر خطبه می خواند

شکوهش کوفه را در هم فرو ریخت

همه گفتند حــیدر خطبه می خواند


***

امام سجّاد علیه ‏السلام:

منتظران ظهور امام مهدى (علیه ‏السّلام) برترین اهل هر زمان ‏اند .

 (بحارالأنوار: 52/122)

***

شهادت سیّد عابدان، پیشوای زاهدان، زیور صالحان، مهتر پرهیزگاران، امام مۆمنان، حضرت امام سجّاد (علیه السّلام) بر تمامی عاشقان حضرتش تسلیت باد.


برگرفته از سایت تبیان




طبقه بندی: محفــــل عتـــرت - ائمـّــه ی اطـــهار (ع)، 
برچسب ها: شهادت حضرت سجـّاد (ع)، حضرت امام زین العابدین (ع)،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 28 آبان 1393 توسط گـدای کـوی عتـرت | نظــــر بدهید ()

روزی که بسته در غل و زنجیر می شدی

زخمی ترین تراوش تقدیر می شدی

مأمور صبر بودی و در ظهر کربلا

با هر نگاه سمت حرم پیر می شدی


 

ای اقتدار کربلا در جریان لحظه‏ ها!

امام صبور گریه ‏ها و رکوع‏ ها!

هنوز مرثیه سی ساله ‏ات، گدازنده ‏تر است از هرم آفتاب ظهر تابستان.

ادامه اشک‏هایت، اندوه همیشگیِ نینواست...

منبع: سایت تبیان




طبقه بندی: محفــــل عتـــرت - ائمـّــه ی اطـــهار (ع)، 
برچسب ها: امام صبور، امام سجّاد(علیه السّلام)،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 24 مهر 1393 توسط گـدای کـوی عتـرت | نظـــر بدهید ()
نوشته شده در تاریخ جمعه 4 مهر 1393 توسط گـدای کـوی عتـرت | نظـــر بدهید ()
مظهر احسان و جود خالق یکتا علیست
نور بخش ماه و خورشید جهان آرا علیست

در میان کل مردان ز ابتدا تا انتها
در مقام همسری، زیبنده ی زهرا علیست


بر اوج محبت علی اوجی نیست

در بحر بجز کرامتش موجی نیست

در کل ممالک و مذاهب به جهان

مانند علی و فاطمه زوجی نیست


سالروز نورانی ترین پیوند هستی مبارک






طبقه بندی: محفــــل عتـــرت - ائمـّــه ی اطـــهار (ع)، 
برچسب ها: سالروز ازدواج حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س)،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 2 مهر 1393 توسط گـدای کـوی عتـرت | نظـــر بدهید ()

صلّی الله علیک یا محمّد بن علی(ع)، ایّها الجواد(ع)، یابن رسول الله(ص)

می درخشه اشک ستاره، تو سینه تارِ امشب

بیرق عزا رو بیارید رضا عزاداره امشب

غریب آقام یا جوادالائمه

آقایی گل بهار رضایی

مسموم آتیش زهر جفایی

مولایی وارث حضرت زهرا

مظلومی پسر خون خدایی ...


دلنوشت:

مولای مهربونم یا امام رضا(علیه السّلام)،

شهادت مظلومانه فرزند عزیز و پاره تنتان، امام جواد (علیه السّلام) را به پیشگاهتان تسلیت عرض میکنم.

آجرک الله یا اباصالح المهدی (عج)




طبقه بندی: محفــــل عتـــرت - ائمـّــه ی اطـــهار (ع)، 
برچسب ها: رضا عزاداره امشب، شهادت امام جواد (ع)،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 2 مهر 1393 توسط گـدای کـوی عتـرت | نظـــر بدهید ()
السّلام علیک یا حضرت جـوادالأئــمّه (علیه السّلام)



(1)

ابن قیاما نامه ای کنایه آمیز به امام رضا(ع) نوشته بود. گفته بود: تو چه امامی هستی که فرزند نداری؟
حضرت با ناراحتی جواب داده بود: « تو از کجا می دانی که من فرزندی نخواهم داشت. به خدا شب و روز نمی گذرد جز این که خداوند به من پسری عنایت خواهد کرد که به سبب او میان حق و باطل را جدایی می دهد»1

(2)
وقتی امام جواد(ع) به دنیا آمد، امام رضا(ع) فرمود: «حق تعالی فرزندی به من عطا کرد که هم چون موسی بن عمران دریاها را می شکافد و مثل عیسی بن مریم خداوند مادرش را مقدس گردانیده و او طاهر و مطهر آفریده شده» آن وقت مرثیه فرزندش را خواند و گفت: «این کودک به جور و ستم کشته خواهد شد و اهل آسمان ها برایش گریه خواهند کرد، خدای متعال بر دشمن و قاتل او غضب خواهد کرد؛ آنها بعد از قتل او بهره ای از زندگی نخواهند برد و به زودی به عذاب الهی واصل خواهند شد.»
آن شب که امام جواد(ع) به دنیا آمد، امام رضا(ع) تا صبح در گهواره با او سخن می گفت...
مشهور است که رنگ صورت آن حضرت گندم گون بود. قد بلندی داشت و نقش روی انگشترش «نعم القادرالله» بود.2

(3)
ابویحیی صنعانی می گوید: در مکه به محضر امام رضا(ع) شرفیاب شدم. دیدم حضرت موز پوست می کنند و در دهان فرزندشان ابوجعفر(امام جواد(ع) می گذارند. عرض کردم: این همان مولود پرخیر و برکت است؟
فرمود: آری. این مولودی است که در اسلام، مانند او و برای شیعیان ما، بابرکت تر از او زاده نشده است.3

(4)
مردی پیش امام رضا(ع) آمد و گفت: زبان پسرم سنگینی دارد. فردا او را پیش شما می فرستم تا دستی بکشید و برایش دعا کنید. هرچه باشد او غلام شماست. امام(ع) فرمود: او غلام ابی جعفر(امام جواد) است. فردا او را پیش ابی جعفر بفرست.4

(5)
محمدبن حسن بن عمار می گوید: یک روز در مدینه خدمت علی بن جعفر عموی گرامی امام رضا(ع) نشسته بودم. در همین هنگام امام جواد(ع) هم وارد شد. دیدم که علی بن جعفر با سرعت از جا بلند شد و بدون کفش و عبا به استقبال امام جواد(ع) رفت و دستش را بوسید و به او احترام زیادی گذاشت.
امام جواد(ع) به او فرمود: «ای عمو! خدا رحمتت کند؛ بنشین» علی بن جعفر گفت: آقای من! چطور بنشینم و شما ایستاده باشی؟
وقتی علی بن جعفر به جای خود برگشت، اصحابش او را سرزنش کردند و گفتند: شما عموی پدر او هستید و با او این طور رفتار می کنید؟
علی بن جعفر دست به محاسن سفیدش گرفت و گفت: «ساکت باشید؛ اگر خدای عزوجل این ریش سفید را سزاوار امامت ندانست اما این کودک را سزاوار دانست و چنین مقامی به او عطا کرد، چرا من فضیلت او را انکار کنم؟ پناه بر خدا از سخن شما. من بنده او هستم...5

(6)
امام رضا(ع) که به شهادت رسید، امام جواد(ع) بر منبر رسول الله(ص) رفت و فرمود: «من محمدبن علی الجواد هستم. من نسب های همه مردم را می دانم، چه مردمی که به دنیا آمده اند و چه مردمی که به دنیا نیامده اند. ما این علم را قبل از این که عالم هستی خلق شود، داشته ایم و بعد از فنای عالم هستی نیز این علم را داریم. اگر نبود تظاهر اهل باطل، حکومت اهل گمراهی و شک مردم عوام؛ چیزهایی می گفتم که همه از اولین و آخرین را به تعجب وامی داشت.» آن وقت دست شریفشان را بر دهان مبارکشان گذاشتند و خطاب به خودشان فرمودند: «ساکت باش محمد! همان طور که پدران تو پیش از تو سکوت کردند...»6

(7)
چون امام جواد(ع) به بغداد تشریف آوردند، قبل از این که مأمون را ملاقات کنند، روزی آن ملعون به قصد شکار از کاخ خود خارج شد؛ در اثنای راه، به جمعی از کودکان رسید که مشغول بازی بودند. امام جواد(ع) نیز همراه آنها مشغول بازی بود. وقتی بچه ها کوکبه مأمون را دیدند، پا به فرار گذاشتند. امام جواد(ع) از جای خود حرکت نفرمود و بی آنکه وقار و آرامشش را از دست بدهد، در جای خود ایستاده بود؛ تا این که مأمون نزدیک ایشان رسید. از جلالت و متانت آن حضرت تعجب کرد. مرکب را نگه داشت و گفت: تو چرا مثل بچه های دیگر از سر راه من کنار نرفتی؟
حضرت فرمود: «ای خلیفه! راه تنگ نبود که لازم باشد آن را برای تو باز کنم. خلافی هم مرتکب نشده بودم که بخواهم از تو فرار کنم و فکر نمی کنم تو کسی را بدون جرم، عقوبت کنی!»
تعجب مأمون بیشتر شد. گفت: اسم تو چیست؟ حضرت فرمود: محمد. گفت: پدرت کیست؟ فرمود: علی بن موسی. مأمون تعجبش برطرف شد و یاد به قتل رساندن امام رضا(ع) افتاد و از آنجا دور شد. وقتی به صحرا رسید، پرنده ای در آسمان نظرش را جلب کرد، بازی را به هوا فرستاد تا او را شکار کند. بعد از مدتی که باز برگشت، در منقارش یک ماهی ریز بود که هنوز جان در بدن داشت! مأمون متعجب شد که چگونه می شود از آسمان ماهی زنده آورد؛ آن ماهی را در دست گرفت و برگشت. رسید به همان جا که بچه ها بازی می کردند، بچه ها دوباره گریختند و امام جواد(ع) دوباره در جای خود ایستاد.
مأمون گفت: ای محمد! اگر گفتی در دست من چیست؟ حضرت فرمود: «حق تعالی چندین دریا خلق کرده که ابرها از آنها به هوا بلند می شوند و ماهی های خیلی ریز همراه ابرها به بالا می روند و بازهای شکاری پادشاهان، آنها را شکار می کنند و پادشاهان آنها را در دست خود پنهان می کنند تا به وسیله آن برگزیدگان از سلاله نبوت را امتحان کنند..»7

(8)
حسین مکاری می گوید: وارد بغداد شدم و دیدم امام جواد(ع) در نهایت عزت زندگی می کند. با خود گفتم: با این زندگی خوب و غذاهای لذیذ، دیگر امام جواد(ع) به مدینه برنخواهد گشت. تا این خیال از ذهنم گذشت، حضرت سرش را بلند کرد، دیدم که رنگ صورتش زرد شد. فرمود: «ای حسین! نان با نمک نیم کوب در حرم رسول خدا(ص) برای من بهتر از این وضعی است که مشاهده می کنی.»8

(9)
ابوهاشم جعفری می گوید: در مسجد مسیب به امامت امام جواد(ع) نماز خواندیم. در آن مسجد درخت سدری بود که خشک و بی برگ بود. حضرت آب طلبید و زیر درخت وضو گرفت. آن درخت در همان سال زنده شد و برگ و میوه داد.9

(10)
عبدالله ابن زرین می گوید: من در شهر مدینه زندگی می کردم. امام جواد(ع) هر روز کارشان بود که هنگام ظهر به مسجد می آمد؛ به سمت قبر رسول خدا(ص) می رفت. به آن حضرت سلام می داد. آن وقت به سمت خانه فاطمه(س) می رفت. نعلینش را در می آورد و به نماز می ایستاد...10

(11)
علی بن خالد می گوید: من در سامرا بودم. باخبر شدم مردی را زندانی کرده اندکه ادعای نبوت داشته. پشت در زندان رفتم. با مأمورین طرح دوستی ریختم تا بالاخره توانستم پیش آن مرد بروم. دیدم که مرد فهمیده ای است. از او پرسیدم داستان تو چیست؟ گفت: من اهل شام هستم. یک روز در موضع رأس الحسین عبادت می کردم که شخصی پیش من آمد و گفت: با من بیا. با او همراه شدم که ناگهان خود را در مسجد کوفه دیدم. به من گفت: این مسجد را می شناسی؟ گفتم: مسجد کوفه است. با هم نماز خواندیم. همراه او بودم که خود را در مسجدالنبی دیدم. او به پیامبر(ص) سلام داد. من هم سلام دادم. با هم نماز خواندیم. همراه او شدم و دیدم که در مکه هستم. همراه او مناسک حج را انجام می دادم که ناگهان خود را در همان جای اول خود در شام دیدم. این حادثه در سال بعد هم برای من اتفاق افتاد. اما این بار وقتی از مناسک حج فارغ شدیم و مرا به شام برگرداند و خواست جدا شود او را قسم دادم و گفتم به حق آن کسی که تو را بر این کارها توانا کرده، بگو که هستی؟ فرمود: من محمدبن علی بن موسی هستم. این خبر همه جا پیچید تا به گوش وزیر معتصم رسید. او مرا دستگیر کرده و با زنجیر به بغداد فرستاد. نامه ای برای وزیر نوشتم و گزارش کار خود را برایش شرح دادم. اما او جواب داد به همان کسی که تو را یک شبه از شام به کوفه و از کوفه به مدینه و از مدینه به مکه برد و از مکه به شام برگرداند، بگو که تو را از زندان نجات دهد. علی بن خالد می گوید: داستان او مرا اندوهگین کرد. دلم به حالش سوخت، دلداری اش دادم و رفتم. صبح زود دوباره به سمت زندان آمدم. دیدم سرپاسبان و زندانبان و عده ای از مردم جمع شده اند. پرسیدم چه خبر است؟ گفتند: مردی که ادعای نبوت کرده بود دیشب در زندان گم شده. معلوم نیست به زمین فرو رفته یا پرنده ای او را با خود برده است.11

(12)
محمدبن سنان می گوید: خدمت امام هادی(ع) رسیدم. به من فرمود: «محمد! برای آل فرج، اتفاقی افتاده؟» گفتم: آری عمربن فرج (والی مدینه) وفات کرد. حضرت فرمود: «الحمدلله».
شمردم تا بیست و چهار بار حضرت خدا را شکر کرد. عرض کردم: مولای من! اگر می دانستم این قدر خوشحال می شوید پابرهنه و دوان دوان خدمتتان می رسیدم. حضرت فرمود: «ای محمد! مگر نمی دانی او که خدایش لعنت کند، به پدرم چه گفته؟» عرض کردم: نه. فرمود: «پدرم درباره موضوعی با او سخن گفت. او در جواب گفت: فکر کنم تو مست باشی. پدرم فرمود خدایا! اگر تو می دانی که من امروز را به خاطر رضای تو روزه بوده ام، مزه غارت شدن و خواری و اسارت را به او بچشان. به خدا سوگند پس از چند روز، پول ها و دارایی هایش غارت شد. سپس او را به اسیری گرفتند و اکنون هم که مرده است، خدا رحمتش نکند. خدا از او انتقام گرفت و همیشه انتقام دوستانش را از دشمنایش می گیرد.»12


پی نوشت :
1. کافی، ج2، الاشاره والنص علی ابن جعفرالثانی(ع)، ح4، ص103
2. جلاءالعیون، ص961
3. سیره پیشوایان، ص961
4. کافی، ج2، الاشاره والنص علی ابن جعفرالثانی(ع)، ح11
5. همان، ح 12
6. زندگانی چهارده معصوم(ع)، آیت الله مظاهری، ص144
7. جلاءالعیون، ص3-962
8. آشنایی با زندگی چهارده معصوم(ع)، سیدمهدی شمس الدین، ص178
9. کافی، ج2، مولد ابی جعفر محمدبن علی الثانی(ع)، ح10
10. همان، حدیث2
11. همان، حدیث1، ص413
12. همان، حدیث9، ص421

منبع : سایت www.aviny.com



طبقه بندی: محفــــل عتـــرت - ائمـّــه ی اطـــهار (ع)، 
برچسب ها: فضایل امام جواد (علیه السّلام)، امام جواد (ع)،
نوشته شده در تاریخ جمعه 27 تیر 1393 توسط گـدای کـوی عتـرت | نظـــر بدهید ()


السّلام علیک یا ابالحسن یا امیرالمؤمنین علی (علیه السّلام)

یا حضرت علی (علیه السّلام)، به قول حضرت پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله وسلّم)،
شما پدر بزرگوار امّت رسول الله هستید.
آقا جان، مولای من
از شما خواهش میکنم،
مرا برای خدا و پیامبر(ص) و دین حقش تربیت کن.
آقا جان، مرا برای خودت و فرزندانت که امام بر حق هستند، تربیت کن.
یا امیر مؤمنان،
کمکم کن تا بنده خالص و خاص برای خدا باشم.
کمکم کن تا در محضر شما اهل بیت (علیهما السّلام) سربلند باشم.
یا قسیم النّار و الجنّة،
ازتون عافیت در دین و دنیا و آخرت میخواهم.
کمکم کن تا در دنیا و آخرت، سعادتمند گردم.
امشب، شب قدر است.
آقا جان برایم دعا کن...




طبقه بندی: محفــــل عتـــرت - ائمـّــه ی اطـــهار (ع)، 
برچسب ها: آقا جان برایم دعا کن...، مناجات،
نوشته شده در تاریخ جمعه 27 تیر 1393 توسط گـدای کـوی عتـرت | نظـــر بدهید ()


اللّهم ارزقنا زیارة امیرالمؤمنین علی (علیه السّلام)

حقا که حقیقتا علی حق باشد
حق است علی ز حق که بر حق باشد
دیدیم خطی به دفتر لم یزلی
حق با علی و علی مع الحق باشد

***
بر مخزن غیب ، باب مفتوح ، علیست
گیتی همه کشتی و در او نوح ، علیست
آن روح که مبدأ حیات همه است
در قالب آفرینش ، آن روح ، علیست

***
دل سر نکشد دمی ز پیمان علی
جانم شود ای کاش به قربان علی
خواهی که به ملک دل شوی حکم روا ؟
مانند قلم باش به فرمان علی



طبقه بندی: محفــــل عتـــرت - ائمـّــه ی اطـــهار (ع)، 
برچسب ها: امیرالمؤمنین علی (علیه السّلام)، نجف اشرف،
نوشته شده در تاریخ جمعه 27 تیر 1393 توسط گـدای کـوی عتـرت | نظـــر بدهید ()

السّلام علیک یا اوّل مظلوم یا علی بن ابیطالب (علیه السّلام)

هنگامی که به امیرالمومنین(علیه السلام) خبر رسید که مردم درباره ایشان گفتگو می کردند و می گفتند چرا با ابوبکر و عمر و عثمان نجنگید همانطوز که با طلحه وزبیر و عایشه جنگید ؟ در حالی که ردایی به دوش انداخته بود ، از منزل بیرون آمد و بر منبر تشریف برده حمد و ثنای خدارا نمود و پیامبر(صلّی الله علیه و آله وسلّم) را یاد کرد و بر او صلوات فرستاد . سپس فرمود :

ای گروه مسلمانان ، به من خبر رسیده است که گروهی گفته اند علی را چه می شود که با ابوبکر و عمر و عثمان نجنگید همانطور که با طلحه و زبیر و عایشه جنگید . من از جنگ با آنها عاجز نبودم ، ولی از هفت نفر از پیامبران پیروی کردم ...

اولشان نوح(ع) است آنجا که خداوند تعالی از او خبر می دهد که گفت : «من مغلوب شدم پس مرا یاری کن» و اگر شما بگویید مغلوب نشده بود ، همانا کافر شده اید ، زیرا قرآن را تکذیب کرده اید و اگر بگویید او مغلوب بود ، پس علی دارای عذر بیشتری است .

دوم از آنان ابراهیم(ع) است هنگامی که خداوند از او در قرآن خبر داد که به قومش فرمود : «از شما و از آنچه غیر از خدا می پرستید دوری می گزینم» پس اگر بگویید او دوری جست بدون ناراحتی ، قرآن را تکذیب کرده اید و اگر بگویید که او رنج و ناراحتی دید و سپس دوری گزید ، پس علی دارای عذر بیشتری است .

سوم لوط(ع) است که خداوند خبر داد از آنچه او گفت به قومش : «ای کاش مرا در دفع شما قوتی بود یا به جانب صاحب قوتی پناه می گرفتم پس اگر بگویید که قدرت داشت بر آنان ، همانا قرآن را تکذیب کرده اید و اگر بگویید که بدانها قدرت نداشت پس علی دارای عذر بیشتری است .

چهارم یوسف(ع) است آنجا که گفت : «پروردگارا زندان برای من بهتر است از آنچه مرا بدان می خوانند» پس اگر بگویید او سختی را همراه با خشم خدا خواست ، همانا کافر شده اید و اگر بگویید او به آنچه خدا را به خشم می آورد فرا خوانده شد ولی زندان را انتخاب کرد ، پس علی دارای عذر بیشتری است .

پنجم موسی بن عمران(ع) است آنجا که خداوند تعالی از او خبر داد : «وقتی از شما ترسیدم فرار کردم و خداوند به من حکم داد و مرا از مرسلین قرار داد» پس اگر بگویید او گریخت بدون ترس ، همانا قرآن را تکذیب کرده اید و اگر بگویید او گریخت از ترسی که بر خود داشت ، پس علی دارای عذر بیشتری است .

ششم برادرش هارون است از آنجا که خداوند تعالی از او خبر داد : «ای پسر مادرم ، همانا این قوم مرا ضعیف کردند و نزدیک بود مرا بکشند ، پس دشمنان را بر علیه من سرزنش نیاور» پس اگر بگویید نزدیک نبود او را بکشند ، همانا قرآن را تکذیب کرده اید و اگر بگویید نزدیک بود او را بکشند ، پس علی عذر بیشتری دارد .

هفتم پسر عمم محمد است آنجا که از ترس کفار به غار گریخت ، پس اگر بگویید او از ترس جانش نگریخت ، همانا دروغ گفته اید و اگر بگویید او به خاطر حفظ جانش گریخت ، پس وصی پیامبر دارای عذر بیشتری است .

ای مردم ، از هنگامی که مادر مرا زاده است ، پیوسته مظلوم بوده ام ...

 

مناقب ابن شاذان ، صفحه 173

برگرفته از : http://yasin14.blogfa.com




طبقه بندی: محفــــل عتـــرت - ائمـّــه ی اطـــهار (ع)، 
برچسب ها: چرا حضرت علی (علیه السلام) با خلفا نجنگید؟،
نوشته شده در تاریخ جمعه 27 تیر 1393 توسط گـدای کـوی عتـرت | نظـــر بدهید ()

السلام علیک یا ابالحسن یا امیرالمؤمنین علی (علیه السّلام)

حدیث «منزلة» ار بسیارى از مفسران بزرگ شیعه و اهل سنّت در ذیل آیه 142 سوره اعراف که از رفتن موسى(علیه السلام) به مدت 40 شب به وعده گاه پروردگار و جانشین شدن هارون از او سخن مى گوید، نقل کرده اند.

حدیث چنین است:




ادامه مطلب
طبقه بندی: محفــــل عتـــرت - ائمـّــه ی اطـــهار (ع)، 
برچسب ها: حدیث منزلت، حدیث یوم الدّار،
نوشته شده در تاریخ شنبه 20 اردیبهشت 1393 توسط گـدای کـوی عتـرت | نظــــر بدهید ()

یا امام جواد (علیه السّلام) از دور سلام...

السلام علیک یا جواد الائمّه (علیه السّلام)

شد باز به روی خلق، باب برکات

 ای غرق گنه رسید کشتی نجات

زن دست به دامان جواد و بفرست

بر احمد و آل او دمادم صلوات


امام جواد (علیه السلام) می فرمایند:

 سه چیز است که در اثر آن، بنده به مقام رضوان الهی می رسد:

استغفار فراوان، فروتنی و زیاد صدقه دادن.

امام جواد (علیه السلام) می فرمایند:

مؤمن به سه ویژگی نیاز دارد:

توفیق از جانب خدا، واعظی از درون و پذیرش نصحیت از ناصحین.

امام جواد (علیه السلام) می فرمایند:

سه چیز از کارهاى نیکان است:

انجام واجبات الهى، ترک و دورى از گناهان، مواظبت و رعایت مسائل و احکام دین.

ای كوی تو قبله ی مراد ادركنی

ای دادرس روز معاد ادركنی

ای گشته ز فرط جود و احسان و عطا

 مشهور و ملقب به جواد ادركنی




طبقه بندی: محفــــل عتـــرت - ائمـّــه ی اطـــهار (ع)، 
برچسب ها: السلام علیک یا جواد الائمّه (علیه السّلام)، امام جواد (علیه السّلام)،
نوشته شده در تاریخ شنبه 13 اردیبهشت 1393 توسط گـدای کـوی عتـرت | نظــــر بدهید ()

امام علی النقی (هادی) ـ علیه السّلام ـ امام دهم شیعیان جهان است ...

بقیه را در ادامـــه مطلب بخـــوانید .


ادامه مطلب
طبقه بندی: محفــــل عتـــرت - ائمـّــه ی اطـــهار (ع)، 
برچسب ها: چگونگی شهادت امام هادی (علیه السلام)،
نوشته شده در تاریخ شنبه 19 بهمن 1392 توسط گـدای کـوی عتـرت | نظـــر بدهید ()
امام حسن عسکری علیه السلام یازدهمین پیشوای شیعیان، و پدر بزرگوار حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، در سال 232هـ (845م) چشم به جهان گشود، پدر بزرگوارش امام دهم حضرت هادی علیه السلام و مادرش، بانوی پارسا و شایسته «حدیث» یا «حدیثه» و در برخی منابع نامش را «سوسن» و «عسفان» یاد کرده اند.
از مشهورترین القاب امام عسکری علیه السلام می توان به «الصّامت»، «الهادی»، «الرّفیق»، «الزّکی»، «النقی» و «الخالص» اشاره کرد. «ابن الرضا» لقبی است که امام جواد علیه السلام و امام عسکری علیه السلام هر دو به آن شهرت یافته اند.

امام عسکری علیه السلام قریب به 6 سال امامت مسلمین را عهده دار بودند و در طول این مدت نسبت به هدایت مردم و حفظ جان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف زحمات زیادی را متحمل شدند.

حاکمان دوران امام عسکری علیه السلام که بیشترین فشار را به حضرت وارد می کردند، عبارتند از:

1ـ المعتزّ بالله (252-225هـ ) 2- المهتدی بالله (255-256هـ ) 3- المعتمد بالله (256-279هـ)

امام علیه السلام در این دوران به صورت پنهانی و با اجرای اصل «تقیه»، با سیستم سازمان وکالت امور شیعیان را دنبال می فرمودند.

امام عسکری علیه السلام، در سال 243هـ با فشار متوکل عباسی به سامراء منتقل شد، چون تصوّر عباسیان این بود که ممکن است امامان، همانند سایر علویان، با داشتن هوادارانی چند دست به قیام بزنند. لذا حضور آنها در مرکز خلافت، مانع از چنین اقدامی می شود.

اقامت طولانی امام عسکری علیه السلام در سامراء جز نوعی بازداشت از طرف خلیفه قابل توجیه نیست؛ به طوری که حضرت مجبور بودند هر دوشنبه و پنجشنبه به دارالخلافه رفته و حضور خود را اعلام نماید از طرفی هم تنها پیروان و شیعیان خاص می توانستند با آن حضرت ارتباط داشته باشند.

امام عسکری علیه السلام اگر چه بسیار جوان و تحت مراقبت جاسوسان و عاملان خلیفه بود ولی به دلیل موقعیت بلند علمی و اخلاقی شهرت فراوانی پیدا کرده بودند، حتی روزهایی که حضرت به مقر خلافت می رفت، در طول مسیر حضرت، که مملو از مردم و بسیار شلوغ بود، مردم به احترام ساکت می شدند و جمعیت با شور و شعف بسیار به امام علیه السلام اظهار ارادت می کردند.

راز دعای باران

در دورانی كه امام حسن عسگری (علیه السلام) زندانی بود، یكسال بر اثر خشكسالی قحطی شد، گرسنگی بیداد می كرد، علمای اسلام مردم را جمع كردند و برای نماز استسقاء (طلب باران) به بیابان بردند، نماز خواندند، و حتی چند بار نماز استسقاء خواندند ولی اثری از باران دیده نشد. عجیب اینكه علمای نصاری با مسیحیان نماز استسقاء خواندند باران آمد، روز بعد نیز نماز خواندند، باران زیادتر آمد و این موضوع باعث شكست و آبرو ریزی مسلمین شد، یكی از شیعیان به هر نحوی بود خود را به زندان رسانده و خدمت امام حسن عسگری (علیه السلام) رسید و جریان را عرض نمود و دید در میان زندان قبری كنده شده گریه كرد و عرض نمود ای امام بزرگوار من طاقت ندارم شما را در این قبر دفن كنند، حضرت فرمود: ناراحت نباش ، خدا نیز چنین مقرر نكرده است . او عرض كرد: دو مطلب مهم مرا به اینجا آورده است :

اول اینکه از شما بپرسم كه طبق روایات شما، باید با روزگار دشمنی نكرد، منظور چیست؟

امام فرمود: منظور از روزگار، ما اهلبیت هستیم : شنبه متعلق به حضرت رسول (صلی الله علیه وآله) یكشنبه به علی (علیه السلام) دوشنبه به امام حسن و امام حسین (علیهما السلام)، سه شنبه به امام سجاد و امام باقر (علیهماالسلام) و امام كاظم و امام رضا (علیهما السلام)، چهارشنبه به امام جواد و پدرم حضرت هادی (علیهما السلام) و پنج شنبه متعلق است به من و جمعه متعلق است به فرزندم حضرت مهدی (علیه السلام) كه زمین را پس ‍ از آنكه پر از ظلم و جور شد پر از عدل و داد می كند.

سوال دوم این است كه علمای شیعه سه روز برای نماز استسقاء به بیابان رفتند و نماز خواندند باران نیامد ولی علمای نصرانی رفتند و نماز خواندند و هر بار باران بارید و اگر امروز هم به دعای آنها باران بیاید ترس آن است كه شیعیان در عقیده خود متزلزل شوند و به مسیحیت بگروند.

امام فرمود: اما نصاری روزی به قبر یكی از پیامبران برخوردند و استخوان ریزی از بدن آن پیامبر بدست آوردند و اكنون در نماز آن استخوان را در میان انگشتان خود گذاشته ظاهر می كنند و از این رو باران می آید، تو خود را فورا به او برسان و از میان انگشتان او آن استخوان را بیرون آور تا ابرها متفرق شود و باران قطع گردد.

آن مرد همین دستور را انجام داد و در انجامش موفق گردید، در نتیجه ابرها رفتند و خورشید تابید، و علمای نصاری هر چه دعا كردند باران نبارید و شرمنده شدند، و شیعیان در حفظ ایمان خود استوار گشتند و از شك و تردید بیرون آمدند.

و به نقل دیگر، خلیفه وقت امام حسن عسگری (علیه السلام) را از حبس ‍ بیرون آورد و به بیابان برد و جریان را به آن حضرت عرض كرد، امام جریان استخوان را بیان نمود و وقتی كه توسط یكی از خادمان ، استخوان را از دست عالم مسیحی ربود دیگر باران نیامد.

برگرفته از سایت تبیان




طبقه بندی: محفــــل عتـــرت - ائمـّــه ی اطـــهار (ع)، 
برچسب ها: خورشید فروزان سامرا،
نوشته شده در تاریخ شنبه 12 بهمن 1392 توسط گـدای کـوی عتـرت | نظـــر بدهید ()
چگونه بگویم لبیک!

مالك بن انس فقیه مدینه مى گوید: نزد امام صادق(علیه السلام) مى رفتم، آن حضرت براى نشستن من متكا مى گذاشت و احترام مى فرمود و ایشان نسبت به من محبت داشت، و این امر مرا بسیار خوشحال مى كرد و خداى را بر این نعمت شكر مى كردم. سپس مالك مى گوید: آن حضرت مردى بود كه از سه حال خارج نبود: ...

بقیه را در ادامه ی مطلب بخوانید ...

هدیــــه به پیشگاه مطــهر امام صـــادق (علیه السلام)،

یه شاخه گـــل صــلوات

فراموش نشـــه



ادامه مطلب
طبقه بندی: محفــــل عتـــرت - ائمـّــه ی اطـــهار (ع)، 
برچسب ها: زندگی خود را اینگونه صفا ببخش ...، درباره امام صادق (ع)،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 29 دی 1392 توسط گـدای کـوی عتـرت | نظـــر بدهید ()

ای ششمین حجت پروردگار

مذهب شیعه ز شما ماندگار

شیعه اگر به مذهبش عاشق است

به همت ولی خود صادق است

شرح کلام حق به انشای تو

اصول دین رد قدم های تو

دین به سخن های تو تفسیر شد

علم همه پیش تو تحقیر شد

فهم همه شد سخن تازه ات

هیچ کسی نیست در اندازه ات

حوزه به فتوای تو تاسیس شد

عشق به امضای تو تدریس شد

ای متعصب به مرام علی

هم تو مفسر کلام علی

ای حرم خاکی تو عرش ما

قبله توحید کلام شما

پایه گذار مکتب حیدری

شکر خداوند منم جعفری

ای ضربان همهٔ درس ها

حضرت استاد تصدّق لنا

شاعر : حسن کـــردی




طبقه بندی: محفــــل عتـــرت - ائمـّــه ی اطـــهار (ع)، 
برچسب ها: شکر خداوند منـــم جعفری ...، شعر در مدح امام صادق (ع)،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 29 دی 1392 توسط گـدای کـوی عتـرت | نظـــر بدهید ()
حضرت‌ امام‌ جعفر صادق‌ علیه‌ السلام‌ رئیس‌ مذهب‌ جعفرى‌ ( شیعه‌ ) در روز 17ربیع‌ الاول‌ سال‌ 83 هجرى‌ چشم‌ به‌ جهان‌ گشود .

پدرش‌ امام‌ محمد باقر علیه السلام و مادرش‌ "ام‌ فروه‌" دختر قاسم‌ بن‌ محمد بن‌ ابى‌ بكر مى‌باشد.كنیه‌ آن‌ حضرت‌ : "ابو عبدالله‌" و لقبش‌ "صادق‌" است‌ . حضرت‌ صادق‌ علیه السلام تا سن‌ 12 سالگى‌ معاصر جد گرامیش‌ حضرت‌ سجاد علیه السلام بود و مسلما تربیت اولیه‌ او تحت‌ نظر آن‌ بزرگوار صورت‌ گرفته‌ و امام‌ علیه السلام از خرمن‌ دانش‌ جدش‌ خوشه‌ چینى‌ كرده‌ است‌ .

پس‌ از رحلت‌ امام‌ چهارم‌ مدت‌ 19 سال‌ نیز در خدمت‌ پدر بزرگوارش‌ امام‌ محمد باقر علیه السلام زندگى‌ كرد و

با این‌ ترتیب‌ ...


بقیه را در ادامـــه مطلب بخـــوانید ...



ادامه مطلب
طبقه بندی: محفــــل عتـــرت - ائمـّــه ی اطـــهار (ع)، 
برچسب ها: یادگار راستین امیر مؤمنان (علیه السّلام)، درباره امام صادق (علیه السّلام)،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 29 دی 1392 توسط گـدای کـوی عتـرت | نظـــر بدهید ()


بر جمال این دو یاس بى قرینه بنگرید
گاه سوى مکه گه سوى مدینه بنگرید

محور اسلام و قرآن در ثبات، از این دو مَه
مکتب توحید باشد در حیات، از این دو مَه



طبقه بندی: حضرت محمــّــد (ص) ، پیـامبـر نـــور و رحمـــت،  محفــــل عتـــرت - ائمـّــه ی اطـــهار (ع)، 
برچسب ها: دو یاس بى قرینه، میلاد حضرت پیامبر اکرم (ص)، میلاد امام صادق (ع)،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 19 دی 1392 توسط گـدای کـوی عتـرت | نظـــر بدهید ()
آفتاب امامت غروب مى‏ كرد زیرا خداوند این گونه مقدّر كرده بود كه ‏این آفتاب از پس پرده غیبت صغرا و سپس غیبت كبرا پرتو افشانى كند. ازاین رو امام حسن عسكرى ‏علیه السلام بر دو بینش بسیار مهم تأكید كرد:

بقیه را در ادامه مطلب بخوانید ...



ادامه مطلب
طبقه بندی: محفــــل عتـــرت - ائمـّــه ی اطـــهار (ع)، 
برچسب ها: آخـــرین وصـــیت،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 19 دی 1392 توسط گـدای کـوی عتـرت | نظـــر بدهید ()
معتمد عباسى كه همواره از محبوبیت و نفوذ معنوى امام در جامعه نگران بود، چون دید توجه مردم به امام روز بروز بیشتر مى ‏شود و زندان و اختناق و مراقبت تاثیر معكوس دارد، سرانجام ...

بقیه را در ادامه مطلب بخوانید ...




ادامه مطلب
طبقه بندی: محفــــل عتـــرت - ائمـّــه ی اطـــهار (ع)، 
برچسب ها: شهادت جانگداز امام حسن عسكرى(ع)،
(تعداد کل صفحات:4)      1   2   3   4  

این قالب توسط بلاگ اسکین طراحی و توسط شیعه تولز ویرایش شده است برای دریافت کد کلیک کنید
بلاگ اسکین                                   شیعه تولــز