مـشـــــکات
محـــفل نــــور و رحـــمــت - قـــــــرآن و عــــتـرت
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 12 مهر 1394 توسط گـدای کـوی عتـرت | نظـــــر بدهید ()


اگر می‌خواهی صدقه بدهی، همینطوری صدقه نده، زرنگ باش، حواست جمع باشد، صدقه را از طرف امام رضا (علیه السّلام) برای سلامتی آقا امام زمان (عجّل الله فی فرجه) بده! برای دو معصوم است؛ دو معصومی که خدا آنها را دوست دارد، ممکن نیست خداوند این صدقه تو را رد کند، تو هم اینجا حقّ واسطه گری ات را میگیری. تو واسطه ای و همین حقّ واسطه گریست که اجازه میدهد تو به مراحل خاص برسی.


منبع : کتاب خاطرات حاج آقا مجتبی
به نقل از : http://akhlagh.porsemani.ir




طبقه بندی: مباحث اخلاقی ، در محــضر عـارفـان و استادان اخــلاق، 
برچسب ها: حاج آقا مجتبی تهرانی، صدقه، زرنگ باش،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 9 دی 1393 توسط گـدای کـوی عتـرت | نظـــر بدهید ()

وضو می‌گیری، اما در همین حال اسراف می‌کنی

نماز می‌خوانی اما با برادرت قطع رابطه می‌کنی

روزه می‌گیری اما غیبت هم می‌کنی

صـدقه می‌دهی اما منـّت می‌گذاری

بر پیامبر و آلش صلوات می فرستی اما بدخلقی می کنی

دست نگه دار!

ثواب‌هایت را در کیسهٔ سوراخ نریز!


منبع : haramonline88.blogfa.com




طبقه بندی: مباحث اخلاقی ، در محــضر عـارفـان و استادان اخــلاق، 
برچسب ها: آیت الله مجتهدی تهرانی، ثواب‌هایت را در کیسهٔ سوراخ نریز!،
نوشته شده در تاریخ جمعه 30 آبان 1393 توسط گـدای کـوی عتـرت | نظـــر بدهید ()

آیت الله بهجت (ره) فرمود:

هر وقت نیمه شب بی اختیار بیدار شدید، سریع نخوابید.

چون ملکی به اذن خدا شما رو بیدار کرده تا با خدا هم صحبت بشی

اگه خیلی برات سخته بیدار شدن، لااقل بلند شو بهشون سلام کن، بعد دوباره بخواب


برگرفته از سایت: http://monje.ir




طبقه بندی: مباحث اخلاقی ، در محــضر عـارفـان و استادان اخــلاق، 
برچسب ها: بلند شو بهشون سلام کن، در محضر آیت الله بهجت،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 24 مهر 1393 توسط گـدای کـوی عتـرت | نظـــر بدهید ()
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 29 دی 1392 توسط گـدای کـوی عتـرت | نظـــر بدهید ()
یکی از امور مهم برای شناسایی روان انسان، هیجان شناسی ست. درباره هیجانهایی مثل خشم، اضطراب و ترس، نفرت، شادی، غم و غیره مطالبی را می توان در کتابهای روانشناسی پیدا کرد. در اینجا به کمک مطالعه گوشه ای از زندگی امام صادق علیه السلام می خواهیم به یکی از راه های کنترل غم اشاره کنیم.

در ادامه مطلب بخـــوانید ..



ادامه مطلب
طبقه بندی: مباحث اخلاقی ، در محــضر عـارفـان و استادان اخــلاق، 
برچسب ها: امام صادق (علیه السّلام) و کنترل هیجان غم،

بسم الله الرحمن الرحیم

روایت شده: یکی از یاران امیرالمومنین علیه السلام که او را همام می گفتند و مردی عابد بود به حضرت عرضه داشت: اهل تقوا را چنانکه گویی آنان را می بینم برای من وصف کن. امام در پاسخ او درنگ کرد، سپس فرمود: ای همام، تقوای الهی پیشه کن و کار نیک انجام بده، زیرا خداوند با اهل تقوا و اهل کار نیک است. همام به این مقدار سخن قناعت نکرد و حضرت را قسم داد. حضرت خدا را سپاس و ثنا گفت و بر پیامبر - که درود خدا بر او و آلش باد – درود فرستاد و سپس فرمود:

اما بعد، خداوند پاک و برتر مخلوقات را آفرید در حالی که از اطاعتشان بی نیاز، و از گناهشان ایمن بود، زیرا عصیان عاصیان به او زیان نمی رساند، و طاعت مطیعان او را سود نمی دهد. پس روزی آنان را در میانشان تقسیم کرد، و هر کس را در دنیا در جایی که سزاوار بود قرار داد. پرهیزکاران در این دنیا اهل فضائل اند، گفتارشان صواب، پوشاکشان اقتصادی، و رفتارشان افتادگی است. از آنچه خدا بر آنان حرام کرده چشم پوشیده، و گوشهای خود را وقف دانش با منفعت نموده اند. آنان را در بلا و سختی و آسایش و راحت حالتی یکسان است، و اگر خداوند برای اقامتشان در دنیا زمان معینی را مقرر نکرده بود از شوق به ثواب و بیم از عذاب به اندازه چشم به هم زدنی روحشان در بدنشان قرار نمی گرفت.

خداوند در باطنشان بزرگ، و غیر او در دیدگانشان کوچک است. آنان با بهشت چنانند که گویی او را دیده و در فضایش غرق در نعمتند، و با عذاب جهنم چنانند که گویی آن را مشاهده نموده و در آن معذبند. دلهایشان محزون، همگان از آزارشان در امان، بدن هاشان لاغر، نیازهایشان سبک، و نفوسشان با عفت است. روزی چند را در راه حق صبر کردند که برای آنان راحتی جاوید به دنبال آورد، این است تجارتی سودآور که خداوند برای آنان مهیا نمود.

دنیا آنان را خواست و آنان آن را نخواستند، به اسارتشان کشید و آنان با پرداخت جانشان خود را آزاد کردند.

به هنگام شب برای عبادت برپایند، در حالی که اجزای قرآن شمرده و سنجیده تلاوت کنند، خود را به آیات قرآن اندوهگین ساخته، و داروی دردشان را از آن برگیرند. . چون به آیه ای بشارت دهنده بگذرند به مورد بشارت طمع کنند، و روحشان از روی شوق به آن خیره گردد، و گمان برند که مورد بشارت در برابر آنهاست. و چون به آیه ای بگذرند که در آن بیم داده شده گوش دل به آن دهند، و گمان برند شیون و فریاد عذاب بیخ گوش آنان است.

قامت به رکوع خم کرده اند، به وقت سجده پیشانی و دست و زانو و انگشتان پا بر زمین می گذارند، و از خداوند آزادی خود را از عذاب می طلبند. اما به هنگام روز، بردباران و دانشمندان و نیکوکاران و پرهیزکارانند. بیم از حق جسمشان را چون تیر تراشیده لاغر کرده، مردم آنان ر ا می بینند به تصور اینکه بیمارند، ولی بیمار نیستند، و می گویند دیوانه اند، در حالی که امری عظیم آنان را بدین حال درآورده.

به طاعت اندک خشنود نمی شوند، و طاعت زیاد را زیاد ندانند، بنابراین خود را به کوتاهی در بندگی متهم کنند، و از عبادت خود در وحشتند. هرگاه یکی از آنان را تمجید کنند ار آن تمجید بیم نموده و گوید: من از دیگران به خود آگاه ترم، و پروردگارم از خودم به من داناتر است؛ خداوندا، مرا به آنچه درباره ام گویند مگیر، و از آنچه می پندارند بهتر گردان، و زشتی هایی را که از من خبر ندارد بر من ببخش.

از نشانه های دیگرشان آن است که هر کدام را دارای نیرومندی در دین، دوراندیشی با نرمی، ایمان همراه با یقین، حرص در دانش، علم با بردباری، میانه روی در توانگری، فروتنی در عبادت، آراستگی در تهیدستی، بردباری در سختی، جویایی در حلال، نشاط در هدایت، و دروی از طمع بینی. در عین به جا آوردن اعمال شایسته ترسان است. شب می کند در اندیشه شکر، و روز می کند در اندیشه ذکر. شب را به سر می برد با خوف، و روز می نماید دلشاد: خوف از غفلتی که او را در آنچه بر او سنگین است از او پیروی نکند او نیز آنچه را که نفس به آن رغبت دارد به او نمی دهد.

روشنی چشمش در آن چیزی است که جاوید است، و بی رغبتیش در آن است که فانی شدنی است. بردباری را با دانش، و گفتار را با عمل آمیخته می کند. آرزویش کم و کوتاه، لغزشش اندک، دلش فروتن، نفسش قانع، خوراکش اندک، زندگیش آسان، دینش محفوظ، شهوتش مرده و خشمش فروخورده است. خیرش را متوقع، و از شرش در امانند.

اگر در میان غافلان باشد از ذاکرانش به حساب آرند، و اگر در میان ذاکران باشد در شمار غافلانش نیارند. از آن که بر او ستم کرده بگذرد، به آن که او را محروم نموده عطا کند، و با کسی که با او قطع رحم نموده صله رحم نماید. زبان دشنام ندارد، گفتارش نرم است، زشتیش پنهان، و خوبیش آشکار است، نیکی اش روی آورده، و شرش روی گردانده، در حوادث آرام، در ناخوشیها شکیبا، و در خوشیها شاکر است. بر دشمن ستم نمی کند، و به خاطر محبوبش مرتکب گناه نمی شود. پیش از حاضر کردن شاهد، خود اقرار به حق می نماید. امانت را تباه نمی کند، و آنچه را به یادش آرند به فراموشی نمی سپارد، احدی را با لقب زشت صدا نمی کند، به همسایه نمی زند، به بلاهایی که به سر مردم می آید شادی نمی نماید، در باطل وارد نمی شود، و از حق خارج نمی گردد. اگر سکوت کند سکوتش غمگینش نکند، و اگر بخندد قهقهه نزند، چون به او ستم روا دارند صبر پیشه سازد تا خدا انتقامش را بگیرد.

از خود در رنج است، و مردم از او در راحتند. در امر آخرت خود را به زحمت اندازد، و مردم را از جانب خود قرین آسایش کند. دوریش از آن که دوری می کند محض زهد و پاک ماندن، و نزدیکی اش به آن که نزدیک می شود به خاطر نرمی و رحمت است، دوریش از راه تکبر و خودخواهی، و نزدیکی اش از باب مکر و فریب نیست.

راوی گفت: چون سخن به اینجا رسید همام فریادی برکشید و جان داد. حضرت فرمود: به خدا قسم از چنین پیشامدی بر او می ترسیدم. سپس ادامه داد: اندرزهای رسا با اهلش اینگونه معامله می کند! یکی از حاضران فضول به حضرت گفت: خودت چه حالی داری؟ فرمود: وای بر تو، هر اجلی را وقت معینی است که از آن نمی گذرد، و علتی است که از آن تجاوز نمی کند. بازایست و دیگر اینچنین مگوی که این سخنی بود که شیطان بر زبانت جاری ساخت.

برگرفته از سایت : heyatemaktabolbagher.epage.ir




طبقه بندی: مباحث اخلاقی ، در محــضر عـارفـان و استادان اخــلاق، 
برچسب ها: خطبه همّام، خطبه متقین، صفات متـقین از زبان حضرت امیــرالمؤمنین علیه السلام،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 7 آذر 1392 توسط گـدای کـوی عتـرت | نظـــــر بدهید ()


مفهوم شناسی خودسازی

در قرآن کریم از مسئله خودسازی با عنوان تزکیه و تزکی یاد شده است و معنای لغوی آن عبارت است از: پاک نمودن خود از ناپاکی ها. در آیات متعددی از قرآن مجید بر اهمیت این پاک­سازی تأکید شده است؛ مثلاً در سورۀ شمس می خوانیم: "به تحقیق کسانی که نفس خود را پاک کردند، به رستگاری رسیدند و کسانی که آن را آلوده و ضایع کردند، ضرر دیدند”؛ همچنین در آیه ۱۹ سوره فاطر و آیات ۱۴ و ۱۵ سوره اعلی، بر این مسئله تأکید شده است.

مراحل آغازین خودسازی و تزکیۀ نفس

نقطه شروع خودسازی و تزکیه نفس برای افراد مختلف، متفاوت است.

بقیه در ادامه ی مطلب ...


ادامه مطلب
طبقه بندی: مباحث اخلاقی ، در محــضر عـارفـان و استادان اخــلاق، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 7 آذر 1392 توسط گـدای کـوی عتـرت | نظـــــر بدهید ()

سخنرانی حجت الاسلام شهاب مرادی 

* درقدیم یک شیخ السلامی بود که مردم تمام اعمال دینی خود را با او هماهنگ می کردند، تمام سوالات شرعی دینی را او پاسخ گویی می کرد، ولی امروز هرکسی که صفحه ای  در شبکه های اجتماعی دارد نظر خود را بیان می کند و حق با کسی می شود که بیشتر دنبال کننده دارد.

* بارها گفته شده ما باید یک عالم ربانی در زندگی داشته باشیم که تفکر سالمی داشته باشد، نه هرکه سر بتراشد قلندری داند، ساده ترین حرف ها را هم باید چک کنیم، اگر همراه بشویم با یک عالم دین دچار سخت گیری و اباحه گری ها نمی شویم.

* پیامکی  غلط در سطح جامعه انتشار یافته بود که مردم امام1400 سال پیش را کمک می کنند ولی امام حال حاضر را تنها گذاشته اند، به اینجور حرف های عوامی توجه نکنید. این دسته های عزاداری و زنجیرزنی کمک به امام زمان است.

* یکی از دوستان طلبه که دارای مدارک علمی بالایی است به پزشک مراجعه کرده بود و پرسیده بود که من روی تشک خوش خواب می خوابم برای کمرم ضرر ندارد؟ پزشک گفته بود که حاج آقا برای کمر نه ولی برای دین شما ضرر دارد، این چه حرف عوامی است که می گویید مگر چه اشکالی دارد انسان مومن باشد و خانه ی مبله داشته باشد؟ دین فهمی و اجتهاد کار مرجع تقلید است.

* برخی می گویند: مرجع تقلیدی میخواهم که سخت نگیرد، خب اگر مرجع تقلیدی مکروه را به راحتی مستحب کند یا حرامی را حلال که عدالت و اجتهاد او زیر سوال است.

* می گویند امام حسین خجالت می کشید فرزندش را ببوسد. برخی آدمها وقتی بزرگ می شوند خجالت می کشند فرزند خود را ببوسند این غلط است. حیا هست اما خجالت به این مفهوم خیر، پیامبرحضرت زهرا را می بوسید و می فرمود: از گریبان تو زهرا جان بوی بهشت می آید، حالا مگر می شود علی اکبر که پسر هم بوده است حضرت امام حسین از بوسیدن او خجالت بکشد.

بر گرفته از سایت http://aghigh.ir



طبقه بندی: مباحث اخلاقی ، در محــضر عـارفـان و استادان اخــلاق، 
برچسب ها: باید یک عالم ربانی در زندگی مان داشته باشیم،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 7 آذر 1392 توسط گـدای کـوی عتـرت | نظـــــر بدهید ()
با توجه به این اصل کلی اگر شما علاقه و نشاط به انجام امور مستحب و درک فضیلت‌های اعمال غیر واجب دارید، بهتر است از راهی که علمای اخلاق ارائه کرده‌اند، یعنی «مرابطه» استفاده نمایید. البته برای انجام مثل خواندن نمازهای نافله، دائم الوضو بودن، نماز شب، قرائت و تدبر در قرآن، راز و نیاز با خدا، انجام اعمال مخصوص هر ماه و... ، باید یک برنامه زمان‌بندی داشت و هر کدام را در زمان خاص خود انجام داد و لذت و نشاط از آن را در وجود خود ایجاد کرد.

باید در مقام عقاب و تنبیه نفس برآید و او را با انجام عبادت‌های سخت(روزه‌های پی‌در‌پی) و صدقه دادن اموالی که مورد علاقه اوست، تنبیه کرد. مثلا اگر غذای مشتبهی خورده است، او را گرسنگی دهد و اگر غیبت مسلمانی را کرده، مدح او را بگوید.

مثلا در مرحله اول، از دائم الوضو بودن شروع کنید و در مرحله بعد انجام نافله‌های روزانه و... اما منظور از «مرابطه» این است که برای انجام واجبات و مستحباتی که نفس انسان از آنها فرار می‌کند، و هم‌چنین برای ترک محرمات و مکروهاتی که نفس انسان به آنها علاقه نشان می‌دهد، باید دستورات چهارگانه (مشارطه، مراقبه، محاسبه و معاتبه) را در وجود خود پیاده کنیم.

1- مرحله اول «مشارطه» است و عبارت است از این‌که شخص در هر شبانه‌روز یک بار در اول روز (بعد از نماز صبح) با نفس خود عهد و پیمان می‌بندد که چه کارهایی را انجام بدهد و چه کارهایی را ترک کند؛ مزیت‌ها و ضررهای هر کدام را برای نفس خود بیان (تلقین) می‌کند و از نفس خود تعهد می‌گیرد. با او (نفس) شرط می‌کند که در انجام این اعمال کوتاهی نکند و اگر کوتاهی کند عقاب خواهد شد و نوع عقوبت و مجازات را نیز معلوم کند.

2- مرحله دوم «مراقبت» است که انسان باید در طول روز متوجه و مراقب نفس خود باشد و او را به حال خود رها نسازد. چرا که اگر نفس به حال خود رها شود، همه سفارش‌های گذشته را فراموش خواهد کرد و عهد و پیمان را خواهد شکست. هم‌چنین باید مواظب و مراقب باشد اعمالی را که انجام می‌دهد خالصانه، به دور از شرک و ریا و منت باشد.

3- مرحله سوم «محاسبه» است که باید در پایان روز، قبل از خوابیدن زمانی را تعیین کند و به حساب کارهای روزانه و تطبیق آن با قرارداد و شرط و شروط‌ ها و و وصیت‌های اول روز بپردازد و اگر اعمال مطابق آن شرط‌ها بوده است، نفس را دعا و خدا را شکر کند و اگر کوتاهی کرده، از او قضا و جبران آن را  طلب کند. اگر هم احیانا معصیتی را مرتکب شده، در مقام نکوهش او برآید و نفس خود را به زجر افکند و تلافی آن را از او بخواهد.

4- مرحله چهارم «معاتبه و استیفاء» است، یعنی اگر بعد از محاسبه، نفس خود را خیانت‌کار و مقصر یافت، نباید به سادگی از او بگذرد! زیرا اگر بی‌تفاوت باشد، باعث جرأت نفس در انجام محرمات بیشتر می‌شود و معصیت‌های زیادتری را مرتکب خواهد شد.
ائمه علیهم السلام فرموده‌اند: «مستحبات را تا جایی به جا آورید که به واجبات شما ضرر نزند».

پس باید در مقام عقاب و تنبیه نفس برآید و او را با انجام عبادت‌های سخت (روزه‌های پی‌در‌پی) و صدقه دادن اموالی که مورد علاقه اوست، تنبیه کرد. مثلا اگر غذای مشتبهی خورده است، او را گرسنگی دهد و اگر غیبت مسلمانی را کرده، مدح او را بگوید؛ هم‌چنین اگر در نمازی سهل‌انگاری کرده باشد، نماز بسیار به جا آورد و... و خلاصه اگر هر تخلفی کرده، مناسب با همان تخلف و طبق همان مجازاتی که در مرحله «مشارطه» برای او تعیین کرده است، نفس خود را مجازات نماید.

اگر شما این دستور العمل را در مورد مستحباتی که دوست دارید، انجام دهید و مرحله به مرحله اجرا کنید، انشاء الله موفق خواهید شد.

منبع: حوزه
بر گرفته از سایت http://aghigh.ir



طبقه بندی: مباحث اخلاقی ، در محــضر عـارفـان و استادان اخــلاق، 
برچسب ها: راه‌های ایجاد نشاط در عبادت،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 7 آذر 1392 توسط گـدای کـوی عتـرت | نظـــــر بدهید ()


آیت الله جوادی آملی در کتاب "حماسه و عرفان" می آورد:
مردی خدمت امام حسین(ع) آمد و گفت: می خواهم گناه نكنم ولی نمی توانم. موعظه ای كن(تا مانع صدور گناه از من شود). امام(ع) فرمود: پنج كار را بكن و آن گاه هر چه خواستی گناه كن(وگرنه دست از گناه بكش)؛
جاء رجل إلی الحسین(ع) و قال: أنا رجلٌ عاصٍ ولا أصبر عن المعصیة، فعِظْنى بموعظةٍ فقال(ع): «إفعل خمسة أشیاء واذْنب ما شئت».


1 ـ روزی خدا را نخور و هر چه خواستی گناه كن.
2 ـ از ولایت خدا خارج شو و هر چه خواستی گناه كن.
3 ـ جایی پیدا كن كه خدا تو را نبیند و هر چه خواستی گناه كن.
4 ـ آن گاه كه ملك الموت برای قبض روح تو می آید اگر توانایی دفع او را داری و می توانی از دست وی نجات پیدا كنی، هر چه می خواهی گناه كن.
5 ـ وقتی مأمور جهنم خواست تو را وارد جهنم كند اگر می توانی داخل نشو و هر چه می خواهی گناه كن.

ریشه قرآنی حدیث آن است كه قرآن كریم نیز از همین عامل به عنوان یكی از اهرمهای تربیتی استفاده كرده است: ﴿قل اعْملوا فسیری الله عملَكم ورسولُه والمؤمنون وستردّون إلی عالم الغیب والشهادة فینبّئكم بما كنتم تعْملون﴾؛
( پیامبرا به آنها بگو: هر كار خواستید، بكنید ولی توجه داشته باشید كه در محضر و منظر خدا، رسول خدا و انسانهای كامل كه مصداق بارز آن ائمهٴاطهار(ع) هستند قرار دارید و به زودی به عالم غیب و شهادت برمی گردید و به شما خبر می دهد كه چه كارهایی كردید.)


منبع : مهر
بر گرفته از سایت http://aghigh.ir



طبقه بندی: مباحث اخلاقی ، در محــضر عـارفـان و استادان اخــلاق، 
برچسب ها: راه های ترک گناه در کلام نورانی اباعبدالله(ع)،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 5 آذر 1392 توسط گـدای کـوی عتـرت | نظـــــر بدهید ()

نظر حاج اسماعیل دولابی درباره آیه «أَلَیْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ »

حاج اسماعیل دولابی معتقد است آیه «أَلَیْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ » انسان را راحت می‌کند و به او آرامش می‌بخشد.


حاج اسماعیل دولابی یکی از عرفای بنام است که در زمان حیاتش در محافل پیرامون خود نماینده درک متفاوت و فراگیری از دین با تکیه بر مفاهیم محبت و زیبایی بود. آنچه در زیر آمده است گفته‌های ایشان درباره توکل به خداست:

اگر یک شخص غنی که به او اطمینان و اعتماد داری به تو بگوید نگران نباش و غصه بدهی‌هایت را نخور، خیالت راحت باشد، من هستم، ببین این حرف او چقدر به تو آرامش می‌بخشد و راحت می‌شوی.

خدای مهربان که غنی و تواناست به تو گفته است «أَلَیْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ »: آیا خداوند برای کفایت امور بنده‌اش بس نیست؟

یعنی ای بنده من، برای همه کسری و کمبودهای دنیوی و اخرویت من هستم. این سخن خدا چقدر انسان را راحت می‌کند و به او آرامش ‌می‌بخشد. لذاست که فرمود: «الا بذکر الله تطمئن القلوب»: دل‌ها با یاد خدا آرامش می‌یابند.

برگرفته از : http://namehnews.ir



طبقه بندی: بهــترین دوســتم خــــدا،  مباحث اخلاقی ، در محــضر عـارفـان و استادان اخــلاق، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 2 آذر 1392 توسط گـدای کـوی عتـرت | نظـــــر بدهید ()
مرحوم آیت‌الله حسنعلی اصفهانی مشهور به «شیخ نخودکی» بر خواندن نمازهای روزانه در اول وقت تأکید بسیار داشت و این نخستین وصیت او به فرزند خویش بود. این عارف حقیقی می‌گفت: اگر آدمی یک اربعین به ریاضت پردازد، اما یک نماز صبح از او قضا شود، نتیجه آن اربعین، «هَبَاء مَّنثُورًا» خواهد شد. (اشاره به آیه 23 سوره فرقان و به معنای پراکنده‌شدن ذرات غبار در هوا)
 
جناب شیخ فرزندش را بر تهجد و نماز شب سفارش می‌کرد و می‌گفت: «بدان که در راه حق و سلوک این طریق، اگر به جایی رسیده‌ام، به برکت بیداری شب‌ها و مراقبت در امور مستحب و ترک مکروهات بوده است، ولی اصل و روح همه این اعمال، خدمت به ذراری (فرزندان) ارجمند رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است.»
 
نقل است جوانی نزد شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی آمد و گفت: سه قفل در زندگی‌ام وجود دارد و سه کلید از شما می‌خواهم! قفل اول این است که دوست دارم یک ازدواج سالم داشته باشم، قفل دوم اینکه دوست دارم کارم برکت داشته باشد و قفل سوم اینکه دوست دارم عاقبت بخیر شوم.
 
 شیخ نخودکی فرمود: برای قفل اول، نمازت را اول وقت بخوان. برای قفل دوم نمازت را اول وقت بخوان. و برای قفل سوم هم نمازت را اول وقت بخوان!
 
جوان عرض کرد: سه قفل با یک کلید؟!
 
شیخ نخودکی فرمود: نماز اول وقت «شاه کلید» است.



طبقه بندی: مباحث اخلاقی ، در محــضر عـارفـان و استادان اخــلاق، 
برچسب ها: نماز اول وقت «شاه کلید» است، نماز اول وقت،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 6 آبان 1392 توسط گـدای کـوی عتـرت | نظـــــر بدهید ()
گفتم که به پیری رسم و توبه کنم
آنقدر جوان مُرد و یکی پیر نشد!






طبقه بندی: مباحث اخلاقی ، در محــضر عـارفـان و استادان اخــلاق، 
برچسب ها: زمــان تـــوبه!...، جوانی،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 30 بهمن 1391 توسط گـدای کـوی عتـرت | نظرات ()

آیت الله بهجت (ره) فر مودند:

از ما، عمل چندانی نخواسته اند!

مهم تر از عمل کردن، "عمل نکردن" است!

تقوا یعنی "عمل گناه را مرتکب نشدن"!


همه میپرسند چه کار کنیم؟

من میگویم:بگویید چه کار نکنیم؟

و پاسخ اینست:

گنــاه نکنــید.


شاه کلید اصلی رابطه با خدا " گــنــاه نــکــردن " است.

بر گرفته از وبلاگ : http://elyacin.persianblog.ir




طبقه بندی: مباحث اخلاقی ، در محــضر عـارفـان و استادان اخــلاق، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 11 بهمن 1391 توسط گـدای کـوی عتـرت | نظرات ()

« زیارت شما قلبی باشد. در موقع ورود اذن دخول بخواهید، اگر حال داشتید به حرم بروید. هنگامی که از حضرت رضا علیه السلام اذن دخول می طلبید و می گویید:

بقیه را در ادامه مطلب بخوانید.




ادامه مطلب
طبقه بندی: مباحث اخلاقی ، در محــضر عـارفـان و استادان اخــلاق،  محفــل عتـرت - امام رئــوف ، آقا علی بن موسی الرّضا (علیه السّلام)، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 10 بهمن 1391 توسط گـدای کـوی عتـرت | نظرات ()

برادران عزیز، اول اذان همه كارها را تعطیل كنید. اگر بازاری هستید، نمی خواهید مغازه را ببندید، داخل مغازه نماز بخوانید،  یكی از بازاری ها، ...

بقیه مطلب را در ادامه مطالب بخوانید.

روحش شاد



ادامه مطلب
طبقه بندی: مباحث اخلاقی ، در محــضر عـارفـان و استادان اخــلاق، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 21 آذر 1391 توسط گـدای کـوی عتـرت | نظرات ()

شیخ رجبعلی خیاط برای جسد بی‌روح نماز، ارزش چندانی قائل نبود و می‌کوشید علاقمندان او حقیقتاً نمازگزار باشند.

یکی از ویژگی‌های برجسته تربیت شدگان مکتب جناب شیخ رجبعلی خیاط، حضور قلب در نماز است و این نبود مگر بدین جهت که شیخ برای جسد بی‌روح نماز، ارزش چندانی قائل نبود و می‌کوشید علاقمندان او حقیقتاً نمازگزار باشند.

در رهنمودهای جناب شیخ درباره نماز چهار نکته اساسی وجود دارد که هر چهار مورد برگرفته از متن قرآن و احادیث اسلامی است:




ادامه مطلب
طبقه بندی: مباحث اخلاقی ، در محــضر عـارفـان و استادان اخــلاق، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 27 تیر 1392 توسط گـدای کـوی عتـرت | نظرات ()

صلوات، دو چهره‌ای است؛ این که می گویند: بهترین ذکر صلوات است، به علّت دو چهرهای بودن او است. صلوات هم مداد است، هم مداد پاک کن. لذا بسیار به صلوات سفارش شده است.

به گزارش شبستان، هر یک صلوات وقتی در نامه عمل ثبت و ضبط می‌شود، ده حسنه نوشته می‌شود، صلوات هم نقش اثباتی دارد و نقش نفیی!

آیت الله مجتبی آقاتهرانی در جلسه درس اخلاق خود اهمیت و جایگاه صلوات را به عنوان بهترین و برترین ذکر بیان کرده و ابعاد این موضوع را تبیین کردند که در ادامه شرح سخنان این استاد اخلاق را می خوانید؛ رُوِیَ عَن الحَسنَ بن عَلِیٍّ العَسکَری (صَلَواتُ اللهُ عَلَیهما) قالَ:« أَکْثِرُوا ذِکْرَ اللَّهِ وَ ذِکْرَ الْمَوْتِ وَ تِلَاوَةَ الْقُرْآنِ وَ الصَّلَاةَ عَلَى النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله وسلم)فَإِنَّ الصَّلَاةَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ عَشْرُ حَسَنَات» روایتی از امام عسکری (ع) منقول است که حضرت فرمودند: زیاد به یاد خدا باشید، « اَکثِرُوا ذِکرَ اللهِ تَعالی »


ذکر درونی و ذکر بیرونی

این ذکر(یاد) به معنای ذکر درونی است، چون در جمله بعد دارد: « و ذِکْرَ الْمَوْتِ » و مرگ نیز فراموشت نشود، چون در این عبارت ذکر به معنای ذکر درونی است. ذکر در عبارت اوّل نیز به قرینه، به معنای یاد است، نه ذکر زبانی و این ذکر نقش سازنده دارد. حضرت می‌فرمایند: خدا یادت نرود، مرگ هم فراموش نشود. این دو سفارش، درونی بود؛ حضرت دو سفارش بیرونی هم فرموده اند. سوم: قرآن زیاد بخوانید « وَ تِلَاوَةَ الْقُرْآنِ ». تلاوت قرآن آثار بسیار زیادی دارد و از نظر معنوی، نورانیّت می‌آورد. چهارم: زیاد درود بر پیامبر بفرستید، « وَ الصَّلَاةَ عَلَى النَّبِیِّ ». حضرت سفارشات قبل را بدون علّت فرمودند و فقط برای همین سفارش علّت فرمودند: « فَإِنَّ الصَّلَاةَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ عَشْرُ حَسَنَات » چون صلوات بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) ده حسنه محسوب می‌شود. مسأله صلوات بحث مفصلی است که در اینجا اشاره ای می‌کنم. صلوات هم نقش اثباتی دارد و هم نقش محوی. اینکه حضرت می‌فرمایند: هر یک صلوات وقتی در نامه عمل ثبت و ضبط می‌شود، ده حسنه نوشته می‌شود، نقش اثباتی است. از طرف دیگر حضرت در روایت دیگری می‌فرمایند، نقش محوی نیز دارد، یعنی نقش استغفار هم دارد.

صلوات و نقش نفیی آن

در روایت متعدّد داریم که صلوات نقش نفیی هم دارد، یعنی از یک طرف حسنه نوشته می‌شود از طرف دیگر، سیّئه‌ای هم پاک می‌شود، به تعبیر دیگر صلوات، دو چهره‌ای است؛ این که می گویند: بهترین ذکر صلوات است، به علّت دو چهرهای بودن او است. صلوات هم مداد است، هم مداد پاک کن. لذا بسیار به صلوات سفارش شده است.

جنبه اثباتی صلوات نیز بحث مفصلی است، حتّی در یک روایت داریم وقتی کسی صلوات بفرستد، برایش ده حسنه می‌نویسند، از آن طرف ملائکه هفتاد صلوات برای او می‌فرستند، از طرف دیگر هم خدا هفتصد درود بر او می‌فرستد. جنبه ضریب صلوات بسیار بالا است و ما نمی‌دانیم که در فرستادن یک صلوات چه خبرها است. لذا امام عسکری (علیه السلام) سفارش به صلوات فرمودند.


بحارالأنوار ج ۷۵، ص ۳

به نقل از سایت تبیان





طبقه بندی: مباحث اخلاقی ، در محــضر عـارفـان و استادان اخــلاق، 
برچسب ها: صلوات هم مداد است هم پاک کن!،
این قالب توسط بلاگ اسکین طراحی و توسط شیعه تولز ویرایش شده است برای دریافت کد کلیک کنید
بلاگ اسکین                                   شیعه تولــز