مـشـــــکات
محـــفل نــــور و رحـــمــت - قـــــــرآن و عــــتـرت
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 21 آذر 1391 توسط گـدای کـوی عتـرت | نظرات ()
چون دگر فریاد طفلان را شنید
از حرم تا قتلِگه فریاد دید

ای خدا زینب از این غم پیر شد
موسپید از ماتم آن شیر شد

چون که از گودال خون برخاستند
عمّه را یاران کسی نشناختند

دید یاران را اسارت می برند
خیمه ها را هم به غارت می برند

کودکی آتش گرفته می دوید
در پی اش زینب فغان از دل کشید

ناله ی طفلان مظلومش دریغ
هر طرف هر سو دویدی آه جیغ

آن یکی پایش مغیلان پاره کرد
زینب آمد زخم او را چاره کرد

آن طرف سجاد اندر تب خزان
این طرف زینب به یادش بی امان

یک دو تن از کودکانش گم شدند
از شمار بچه هایش کم شدند

عاقبت آن کاروان آماده شد
خمر غم اندر دلامان باده شد

چون سر خورشید را بر نیزه دید
سر به محمل زد و رسمی شد پدید

شیعیان گر داغ مولا یاد شد
سر شکستن بر شما آزاد شد

کاروان رفت غروبی بس غریب
هر طرف آتش فروزان در لهیب

چون سه روز از ظهر عاشورا گذشت
داغ هجران در دل او تازه گشت

آمدم دیدم جدا سر از بدن
سیّد جنت خدایا بی کفن

فرصتی آمد بر ایشان کفن شد
نعش یاران دل آور دفن شد

لیک یاران ، قصه ی پایانی ندید
زخم دل را هیچ درمانی ندید

السلام ای شاه مظلوم و غریب
السلام ای آیه امن یجیب

السلام ای نور چشم مصطفی
السلام ای خامس آل عبا





شاعر : مهدی شریفی



طبقه بندی: حضـــرت زیـنب (س) ، عقــیله ی بنی هاشــم، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 16 آذر 1391 توسط گـدای کـوی عتـرت | نظرات ()

گاهی درتاریخ، انسانهای بزرگ و ارجمندی یافت می شوند که مدال افتخار انسانیت را می گیرند و بر قله رفیع شکوه و جلال می ایستند و از محدوده زمان خود پا فراتر نهاده و زندگی شان برای همیشه در پیشانی تاریخ می درخشد و همواره الگویی بزرگ برای انسانهای حقجو می شوند. این  افراد برای خود آفریده نشده اند بلکه متعلق به همه نسل های بعد از خود هستند.

در ادامـــه مطلـــب بخــوانید...



ادامه مطلب
طبقه بندی: حضـــرت زیـنب (س) ، عقــیله ی بنی هاشــم، 
این قالب توسط بلاگ اسکین طراحی و توسط شیعه تولز ویرایش شده است برای دریافت کد کلیک کنید
بلاگ اسکین                                   شیعه تولــز