مـشـــــکات
محـــفل نــــور و رحـــمــت - قـــــــرآن و عــــتـرت
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 29 اسفند 1392 توسط گـدای کـوی عتـرت | نـــظر بدهید ()
در گذر ایام و سپری کردن لحظات که بسیاری از ما قدرشان را نمیدانیم، لحظاتی هست که خیلی خاص هستند ، و قدر ندانستن آن لحظات سزاوار نیست، زمان هایی مثل شب قدر که تک تک لحظه هایش را باید قدر دانست و قدر نهاد و به بطالت نگذراند، و یا لحظه سال تحویل که برای خیلی از ما سرشار از خاطره های دور و نزدیک است، لحظه ای که وارد سال جدیدی می‌شویم و می خواهیم که خودمان هم جدید شویم .

این لحظه در نزد علما دارای آداب و ارزش خاصی است که در سیره بعضی از ایشان شاهد ارج نهادن به این لحظه هستیم .

لحظه ای دعای پر از معارف سال تحویل قرائت می شود و دل ها همه متوجه حضرت حق می شوند، و می خواهند حالشان به شود، به بهترین نحو هم بشود.

برخی از بزرگان در این لحظه آداب خاصی را رعایت می کردند که بهتر است ما نیز برای معنویت و نورانیت بیشتر لحظات سال تحویلمان و برکت هفت سین های رویاهایمان به ایشان تأسی جسته و به راه رسم ایشان عمل کنیم باشد که سالی پر از معنویت و نور در پیش رو داشته باشیم.

به ادامــه ی مطلب مراجعه کنید...



ادامه مطلب
طبقه بندی: مــطالــب گـوناگـون مــذهـــبی، 
برچسب ها: سفارشات و سیره بزرگان در لحظه تحویل سال، چند عمل در لحظه تحویل سال،
نوشته شده در تاریخ جمعه 23 اسفند 1392 توسط گـدای کـوی عتـرت | نظــــر بدهید ()

نه مثل ساره ای و مریم ! نه مثل آسیه و حوّا

فقط شبیه خودت هستی ! فقط شبیه خودت زهرا !

اگر شبیه کسی باشی ، شبیه نیمه شب قدری

شبیه آیه تطهیری ! شبیه سوره « اعطینا» !

شناسنامه تو صبح است ، پدر تبسّم و مادر نور

سلام ما به تو ای باران ، سلام ما به تو ای دریا !

کبود شعله ور آبی ! سپیده طلعت مهتابی !

به خون نشستن تو امروز ، به گل نشستن تو فردا !...

بگیر آب و وضویی کن ، ز چشمه سار فدک امشب

نماز عشق بخوان فردا ، به سمت قبله عاشورا

شاعر : علیرضا قزوه




طبقه بندی: کوثـــر النّبـــی (س)، 
برچسب ها: فقــط شبــیه خودت زهــــرا !، شبیه آیه تطهیری !،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 20 اسفند 1392 توسط گـدای کـوی عتـرت | نـــظر بدهید ()
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (علیه السلام)
امام خوب و مهربونم سلام ...
امام رئوفم، با تمام بدیها و نا لایق بودنم، درخواستمو رد نکردید و دعامو مستجاب کردید و دعوتم کردید که چند روزی مهمونتون بشم. این بزرگی و کریم بودن و رئوف بودن شما را ثابت میکنه. شما اگر کسی را بطلبید، بدون نظر به بدیهاش اونو دعوت میکنید و بدیهاشو به روش نمیارید. آقا جان چند روز که پیشتون بودم حتی شما کاری کردید که بدیهامو فراموش کنم و شاید اینطوری خواستید که خجالت زده تون نشم و بهم خوش بگذره. آقا جان نمیدونم چطوری ازتون تشکر کنم. امام خوب و مهربونم شکرت شکرت شکرت...ممنونتونم.
قبل از اینکه بیام پیشتون مشکلاتی داشتم و کسالتی. ولی وقتی اومدم پیشتون، انگار دیگه نه درد جسمی داشتم و نه مشکلی. فکر میکنم درمان همه دردهام و حلال همه مشکلاتم وجود خود شماست. ای کاش این سفر بازگشتی درش نبود و همیشه در کنارتون میموندم.
اونجا همش راحتی بود و آرامش و ...در کنارتون واقعا با تمام وجود حس کردم که روحم در بدنم سبک شده بود و دلم دیگه سنگینی نمیکرد. آرامشی که در صحن و بارگاه شما هست، هیچ جای دنیا یافت نمیشه. آب سقا خونه تون از همه آبهای دنیا گواراتره و نبات تبرکی که قسمتم کردید، از همه نباتهای دنیا شیرین تر. آقا جان شکرت که نمک پرورده ام کردید.
انگار که آفتاب آیینه ای ست در مقابل گنبد طلاتون.
امام خوبم، پیشتون که بودم، زبونم زیاد به سخن باز نمیشد. دو جا برام بیشتر از جاهای دیگه جاذبه داشت. یکیشون مقابل ضریح مطهرتون در روضه منوره بود و دیگری مقابل ایوان طلا و گنبد طلاتون. همش دوست داشتم مدتها بدون هیچ حرفی در این دو مکان نورانی بایستم و فقط تماشاتون کنم و اشک بریزم. هر چند که پشت این نگاه هم کلی حرف بود...
معنویت در بارگاهتون موج میزد. طوری که حتی معنویت در وجود خادمان شما هم دیده می شد. خیلی به حالشون غبطه میخورم. واقعا خوش به سعادتشون که این افتخار شامل حالشون شده که در بارگاه شما دارن خدمت میکنن. چیزی که بزرگترین آرزوی منه و یه جورایی هم شاید دست نیافتنی. مگر اینکه شما دعامو مستجاب کنید و یه جوری درستش کنید که حتی به فکر خودم هم نرسه!
قربون صدای دلکش نقاره هاتون برم که چقدر زیبا و آرامش بخش بود.
موقع اذان و نماز که میشد، همه با ذوق و شوق به سوی صف های نماز جماعت میشتافتند. چیزی که شاید در جاهای دیگه با این عظمت دیده نشه. عظمتش طوری بود که ناخودآگاه به یاد قیامت و یوم الجمع می افتادم. ندیدم ولی توصیفش که در قرآن هست!
بی انصافیه اگه یه مشهدی بخواد دیدار بهشت را آرزو کنه! چون بارگاه شما قطعه ای از بهشته و مشهدی ها خوش به حالشون شده که در دنیا دارن تو بهشت زندگی میکنن. اونها شما را در کنارشون دارن و هر وقت اراده کنن میتونن بیان پیشتون. ولی من و امثال من که راهمون دوره با یادتون زندگی میکنیم.
پیشتون که بودم از بارگاه سراسر نور و رحمتتون، عکسهایی گرفتم که هر وقت دلم تنگ میشه بهشون نگاه میکنم و از ته دلم دعا میکنم که باز بیام پیشتون و اینجوری یه کم آروم میشم.

این دو عکس از همون عکسهاییه که گفتم خودم گرفتم ...


آقا جان نمیدونید بعد از برگشتن، از فراغتون چی دارم میکشم. استرس ها و تنش هام شروع شده. یه نوجوون که تازه میخواد از پدر و مادرش مستقل بشه و وارد جامعه بشه، خیلی دچار استرس و ترس میشه. من الآن همون حس را دارم. نمیتونم بدون نظر و عنایت شما زندگی کنم. تا مادام العمر، به هدایت و عنایتتون احتیاج دارم. ازتون میخوام همیشه سایه تون بالا سرم باشه. آقا جان دستمو رها نکنید که میترسم؛ میترسم گم شم، میترسم خدای نکرده پامو در زندگی کج بذارم، میترسم خطایی ازم سر بزنه که خدای نکرده دل شما و امام زمانم را برنجونم، میترسم ...

یا امام رضای خوبم،
از یه مهمون طبق معمول موقع خداحافظی میپرسن که آیا بهت خوش گذشت یا نه. من هم مهمونتون بودم و باید بگم، آقای مهربون و عزیزم، شما بهترین و کریم ترین میزبانی بودید که تا به حال به عمرم مشاهده کردم و جز خوبی و کرم و عشق و صفا و صمیمیت در این مهمونی چیزی ندیدم. بهم خیلی خوش گذشت. مگه میشه کسی در بهشت باشه و مهمون امام رضا (علیه السلام) باشه و بهش خوش نگذره!!! امام خوبم شکرت ...
آقا جان، امام خوب و مهربونم، باز هم بطلبید بیام پابوستون...

والسّلام علیکم و رحمة الله و برکاته...

خدای خوب و مهربونم شکرت که بهم عمر دادید و توفیق زیارت امام خوب و رئوفم را بهم عنایت کردید. خدایا شکرت که فرصت دادید تا بار دیگه امام مهربونمو ببینم و برم پابوسشون.

الحمدلله رب العالمین



طبقه بندی: محفــل عتـرت - امام رئــوف ، آقا علی بن موسی الرّضا (علیه السّلام)، 
برچسب ها: میــهمان قطـــعه ای از بهــشت، قطعه ای از بهشت، زیارت امام رضا (ع)،
این قالب توسط بلاگ اسکین طراحی و توسط شیعه تولز ویرایش شده است برای دریافت کد کلیک کنید
بلاگ اسکین                                   شیعه تولــز