مـشـــــکات
محـــفل نــــور و رحـــمــت - قـــــــرآن و عــــتـرت
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 22 خرداد 1393 توسط گـدای کـوی عتـرت | نظــــــر بدهید ()


ساحل چشم من از شوق به دریا زده است
چشم بسته به سرش،موج تماشا زده است
 
جمعه را سرمه کشیدیم ،مگر برگردی
با همان سیصد و فرسنگ نفر برگردی
 
زندگی نیست ،ممات است تو را کم دارد
دیدنت ارزش آواره شدن هم دارد

 
از دل تنگ من، آیا خبری هم داری؟
آشنا، پشت سرت مختصری هم داری؟
 
منّتی بر سر ما هم بگذاری، بد نیست
آه، کم چشم به راهم بگذاری، بد نیست
 
نکند منتظر مردن مایی، آقا؟
منتظرهات بمیرند، میایی آقا؟
 
به نظر میرسد این فاصله ها کم شدنی ست
غیر ممکن تر از این خواسته ها هم شدنی ست
 
دارد از جاده صدای جرسی می آید
مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید
 
منجی ما به خداوند قسم آمدنی ست
یوسف گم شده، ای اهل حرم! آمدنی ست

صابر خراسانی




طبقه بندی: محفــــل عتـــرت - یوســف زهــــرا (عج)، 
برچسب ها: منجی ما به خداوند قسم آمدنی ست، گل نرگس،
این قالب توسط بلاگ اسکین طراحی و توسط شیعه تولز ویرایش شده است برای دریافت کد کلیک کنید
بلاگ اسکین                                   شیعه تولــز